خواب دیدن جوجو
تقریبا یک ماه پیش اراد صبح که از خواب بیدار شد هراسان دنبال باباش گشت و از سالم بودن بابایی کلی ذوق کرد بعد از تعریفای جوجو فهمیدم که تو خواب دیده اقا گرگه ایکه اومده هتو هتو که همون شنگول منگوله رو خورده بابا رو گرفته و خورده. دیروز صبح هم کنار اراد خوابیده بودم که یکهو از داد و فریاد اراد که با کشیدن شورتش به پایین که میگفت : " من این و نمیپوشم درش بیار " از خواب بیدار شدم و فوری شورتی که تنش بود و خیلی هم دوسش داره و نشونش دادم وقتی که فهمید لباس تنش نمیکنم با خیال تخت خوابید. ...




